تبليغاتX
یاد چشمات
یاد چشمات
ابر بی باران 3
نمیدانم؟!

مرا صدا بزن ای لحظه ی نورانی

مرا از میان چشمان کودکی صدا بزن

که آغوش مادر، امن ترین جای دنیاست

درست نشانه رفته اید!!!

کسی مرا منتظر نیست

من

تسلیمم...

لابد

قرار این است که گل در گلدان باشدوباغ خالی از او

شاید فهمیدن راز

شیار برگ،لطافت آسمان،شکوه خورشید،ترک های

عمیق لبان کویر حق تو نیست

...

حتماً قرار نیست بی قراری ها پاسخی گیرند

شاید

باید در عطش دانائی سوخت

کسی چه می داند؟!!!

|+| خطي از خاطرات فرشته در و ساعت 2:50 بعد از ظهر |