تبليغاتX
یاد چشمات
یاد چشمات
ابر بی باران 3
سال نو مبارک

سلامی به خوشمزه گی توت فزنگی های که روز جمعه از دست مبارک یه نفر خوردم.دیوانه اومده اندازه یه کف دست توت فرنگی آورده حالا خوبه روز قبلش گفته بودم یه گونی بیاره!!

 

قسم به عشقمون قسم

همش برات دلواپسم

قرار نبود اینجوری شه

یهو بشی همه کسم

راستی چی شد چه جوری شد

اینجوری عاشقت شدم

شاید میگم تقصیر توست

تا کم شه از جرم خودم

به ملاقات آمدم

ببین که دلسپرده داری

چگونه عمری از احساس عشق شدی فراری

نگاهم کن دلم را

 عاشقانه هدیه کردم

تو دریا باش و من جویبار عشق و در تو جاری

من از پروانه بودن ها

من از دیوانه بودن ها

من از بازی یک شعله سوزنده

که آتش زده بر دامن پروانه نمی ترسم

من از هیچ بودن ها

از عشق نداشتن ها

از بی کسی و خلوتی انسان ها میترسم

 

سال نورو به همتون تبریک میگم و لرای همتون دعا میکنم که همیشه دلی شاد و لبی خندان داشته باشید و از آرامش فکر کامل برخوردار باشید.پارسال دم دمای عید گفتم برم سبزه گره بزنم شاید برم مخ یه نفرو بزنم نگو اونم رفته سبزه گره زده و هنوز گره آخرو نزده یکی دیگه دستشو گرفته برداشته برده!!منم امسال تصمیم دارم به جای سبزه هرچی درخت و سبزه و گل و گیاه دورو ور خودم ببینم همشونو گره بزنم جوری که با دندونم باز نشه!!سال نو مبارک.

جای عکس چند تا اس ام اس نورزوی میذارم :

 

نزديک عيده، توي خونه تکونيه دلت، مارو بيرون نکني

 

يک شاخه رز سفيد تقديم تو باد
رقصيدن شاخ بيد تقديم تو باد
تنها دل ساده ايست دارايي ما
آن هم شب عيد تقديم تو باد

 

مثل ماهي زنده
مثل سبزه زيبا
مثل سمنو شيرين
مثل سنبل خوشبو
مثل سيب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشيد
سال نو مبارک

 

با ارزوي 12 ماه شادي 52 هفته خنده 365 روز سلامتي 8760ساعت عشق 525600دقيقه برکت 315300ثانيه دوستي سال نو پيشاپيش مبارک

 

چهارشنبه سوري نزديکه.يه وقت نري از رو آتيش بپري.آخه تجربه ثابت کرده اگه جيگر بره رو آتيش کباب ميشه.

 

 

|+| خطي از خاطرات فرشته در و ساعت 2:31 بعد از ظهر |
غزل

 نمیدونم چی بنویسم ولی خوب آدم میتونه حرفای دلشو تو شعر خلاصه کنه بعد از مدتها دوباره یه غزل خود بخودی اومد که تقدیمش میکنم به تو!!

تو برق کهکشان راه شیری

تو عطارد، تو ناهیدی، تو تیری

تو بالایی ، تو بالایی ستاره

خودت را دست کم باید نگیری

برای اینکه در چشمت نمیرم

شبیه بچه آهو سر به زیری

غزل جان واژه هایت سرد سرد است

بخوان از روشنگ تا گر بگیری

چه داری من بنوشم نازنینم

دو چشم نرگس ماء الشعیری

 

برای اولین بار بعد از چندین سال وبلاگ نویسی یکی از پیوندامو از روی عمد پاک کردم؟!شاید آدم خوبی باشه ولی خوب دوست ندارم از این به بعد خبری ازش داشته باشم؟؟

اگه نظراتم رو تایدیه گذاشتم دلیل داره تخم مرغ بیاری برش میدارم!!

سخن آخر :  عشق کلید شهر قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرزه نباشد که با هر کلیدی باز شود.

|+| خطي از خاطرات فرشته در و ساعت 3:20 بعد از ظهر |
سلام به به ای !!

حيف لحظه هاي خوبي که براي تو گذاشتم

حيف غصه اي که خوردم چون ازت خبر نداشتم

حيف اون روزها که کلي ناز چشماتو کشيدم

حيف حرفاي قشنگي که براي تو نوشتم

حيف رؤيام که واسه تو از قشنگياش گذشتم

حيف شبها که نشستم با خيالت زير مهتاب

حيف وقتي که تلف شد واسه ديدن تو، توی خواب

حيف باوفايي من، حيف عشق و اعتمادم

حيف اون دسته گلي که توي پاييز به تو دادم!؟

حيف فرصتهاي نقرم، حيف عمرم و دقيقم

حيف هرچي به تو گفتم ، راس راسي حيف سليقه ام

حيف اشکايي که ريختم واسه تو دم سپيده

حيف احساس طلائيم، حيف اين عشق و عقيده

حيف شاديم توي روزي که ميگن تولدت بود

حيف قلبم که يه روزي دادمش دستت امانت

حيف اعتماد اون روز . حيف واژه خيانت

حيف اون همه دعاهام واسه تو، توی شب يلدا

حيف اون چيزي که گم شد ديگه هم نميشه پيدا

حيف هرچي که سپردم حيف هرچي که نبودي


|+| خطي از خاطرات فرشته در و ساعت 5:44 بعد از ظهر |