تبليغاتX
یاد چشمات
یاد چشمات
ابر بی باران 3
تقصیر من بود..

هیچکس به اندازهء من فریب چشماتو نخورد

هیچکس به اندازهء من دل به نگاهت نسپرد

هیچکس به اندازهء تو منو تو غصه جا نذاشت

هیچکس به اندازهء تو روی غرورم پا نذاشت

تقصیر من بود که بهت این همه دلبسته بودم

تو بیگناهی من بودم که چشمامو بسته بودم

تقصیر تو نبود رفیق منم که نارفیق بودم

تو نارفیقیایه تو من بی دلیل رفیق بودم

هیشکی به جز تو واسه من ثانیه و نفس نبود

هیشکی به اندازهء تو حرفاش هوا هوس نبود

هیشکی به جز من اشکاشو حروم رفتنت نکرد

چشمای هیچکس مثه من رفتنتو نگا نکرد

تقصیر من بود که بهت این همه دلبسته بودم

تو بیگناهی من بودم که چشمامو بسته بودم

تقصیر تو نبود رفیق منم که نارفیق بودم

تو نارفیقیایه تو من بیدلیل رفیق بودم

 

|+| خطي از خاطرات فرشته در و ساعت 0:55 قبل از ظهر |
در به دری

بچه بودم تو نبودی شبا زود خوابم می برد

دل کوچیکم وقت غصه بازی رو می خورد

بچه بودم همه ام مثلِ خودم بچه بودن

نرم و ساده مثِ خاکای تو باغچه بودن

بچه بودم همه چی درست می شد سخت نبود

هیچکی اندازه من اونروزا خوشبخت نبود

بچه بودم دلمو هنوز کسی نبرده بود

هنوز خدا اونو دستِ  خودم سپرده بود

بچه بودم عالمی بود آخه عاشق نبودم

از دست چشمای تو ٬ تو  حسرت دق نبودم

بچه بودم  دلم از هیچکسی ناراضی نبود

فکر و ذکرم پیش هیچ چیزی به جز بازی نبود

بچه بودم آسمون یه عالمه ستاره داشت

غصه مون هر چه که بود یه دنیا راه چاره داشت

بچه بودم قلبای  تو دفترم حقیقی بود

روی دفتر خاطراتم عکس جوجه تیغی بود

بچه بودم چشم تو در به درم نکرده بود

اونروزا فکر و خیالت خبرم نکرده بود

بچه بودم شادی پر بود تو دل بادکنکم

آخر اون روزا کسی بود که بیاد به کمکم

بچه بودم اگه مثل حالا مجنون می شدم

از بزرگ شدن واسه ابد پشیمون می شدم

اینروزا بدجوری دلم گرفته حال و حوصله کسی رو ندارم حتی خودم؟حتی حال ندارم به تلفن جواب بدم خیلیا هم دارن بخاطر این موضوع ازم شاکی میشن. ولی خوب منم حق دارم مثل همه بعضی موقعه غم و غصه ای که دارم رو کنم نمیشه که همیشه خودم رو به خوشی بزنم انگار از این عالم هیچی حالیم نمیشه و بیخیال و گیچ باشم.شایدم خیلیا فکرای بدتری نسبت به من داشته باشند البته خوب خیلیم خوب کاری میکنن چون منو با توجه به مطالب وبلاگ میشناسن و بخاطر همین روی شخصیت من برداشتای متفاوت میکننن. خلاصه ا ینروزا یقه کی رو بگییرم.

 

 نمیدونم 

 

|+| خطي از خاطرات فرشته در و ساعت 7:44 بعد از ظهر |
خاطره

ساده بیا دست منو بگیرو

      ساده نگیر اینهمه ساده گی رو

  ساده نگیر اگه هنوز میتونی

پای همه ساده گیهات بمونی

سلامی به گرمی دمای بدنتون که الان جوش آورده.بالاخره بازم قسمت شد ما بریم مشهد البته اینبار مشهد رفتن من بیشتر جنبه سیاحتی داشت هر چند که این چند وقتی که اونجا بودم حداقل روزی یبار میرفتم حرم.خلاصه چشتون روز بد نبینه تا رسیدم نزدیکیای مشهد دیدم بله شهرو چراغونی کردن  خیابونارو آذین بندی کردن  دارن نقل و نبات میدن این وسطم دیدم یکی با یه دسته گل رز قرمز قشنگ داره خودش رو میکشه که به من تقدیمش کنه تا خوب دقت کردیم دیم زیم زیم خودمونه!!اینبار اولین جای دیدنی که رفتیم کوه سنگی بود جاتون سبز خیلی خوش گذشت جای خیلی باصفای بود و هست من که فراموشش نمیکنم بعد از اونم جاهای دیگه شهر برای خرید سوغاتی رفتیم البته اسمش سواغاتی خریدن بود چون اون ته ته ته ته جیبمم یه تک تومنی پیدا نمیشود  بعدشم که رفتیم پارک ملت و کوهستان پارک. خدا بگم این کوهستان پارک رو چیکار نکنه داشتیم وسیله هارو دید میزدیم ببینیم کودوم هیچانش بیشتره که سوار بشیم دیدیم که چیز خاصی نداره  و از بین اون همه وسیله رنجر و سقوط ازاد رو انتخاب کردیم .البته تو این وسط ناخواسته چشم ما به چشم یکی خورد !؟تا چشمون به چشش خورد از این دنیا پر گرفتیم البته فقط یه نگاه بود به جون خودم نباشه به جون شما فقط یه نگاه نبود  خلاصه فوری رفتیم تو خاطرات گذشته چون مارو  یاد یه نفر انداختم و کل  اون شب رو برام تلخ کرد تازه فرداشم حال و حوصله بیرون رفتن نداشتم البته ما روزا میخوابیدیم و شبا بیرون میرفتیم.حالا برگشتنی تو قطار خیلی خوش گذشت اولش دو تا دختر بچه تو کوپه بغل بودن که خیلی ناز بودن تازه لباس صورتی هم پوشیده بودن که من عاشق این رنگ هستم.یخورده باهاشون جور شدم و به کوچکتره گفتم ببین تو بزرگتری این خواهرت فقط قدش از تو بلندتره میگفت نه اون بزرگتره خلاصه داشت دعوا میشود!!!که مادرش صداشون کرد تو نگو اینا قضیه رو به مادرشون گفتن اونم گفته این شیطان هست نرید طرفش!!جل الخالق میبینی چه نسبتی به ادم میدن!!تازه شب که تموم شد صبح زود دیدم یه دختر بچه ناز داره تو واگن ورجه وورجه میکنه با این خیلی اخت شدم اول که از دور به حرفام گوش میکرد تا اینکه کم کم  با هم دست دادیم و دوست شدیم خیلی باهم جور شدیم خیلی دوست داشتم بوسش کنم ولی  احتمال دادم مزحکه بچه ها بشم از این کار انصراف دادم؟تا اینکه دیدیم این ته قطار یه دختر هست خیلی افاده میاد اونم چه جور .خلاصه فهمیه رو راضی کردم که...خوب اسمش دختر بچه فهیمه بود دیگه!!میگفتم راضیش کردم که بره به دختره بگه این پسر خیلی پسر خوبیه!!خودم رو میگم دیگه خیلی روش کار کرده بود و آماده رفتن بود که دیدم باباش صداش کرد گفتم برو بعدا بیا اینم رفت بعد از یه مدت که اومد نگو این فهیمه ما رفته همچی رو به باباش گفته ما هم از همه چیز بیخبر دوباره داشتم فهیمه رو اماده میکردم که دیدم یکی پشت سرم میگه بدو برو تو کوپهههههههه نگو باباش اومده.منو میگی داشتم از خجالت آب میشودم تا اومدم تو کوپه کل صورتم خیس عرق بود .آخر اینکه این مشهد رفتن ما هم کلی برای خودش خاطره ها داره.

**میگم چه دوستای بامعرفتی دارم من!!**

**از دوستای خوبی که این چند روزه نبودم و بهم سر زدن و یادی ازمون کردن و فاتحه ای خوندن و خرمای کش رفتن و ....ممنونم!!**

**مهمتر از همه من خیلی خوبم هااااااااااااا به جون ویز ویز**

 

|+| خطي از خاطرات فرشته در و ساعت 12:10 بعد از ظهر |
سیرم از آدما

دل مـــن یـــه قــفــلــه امــا دســت تــو مــثــل کــلــیــده
 مــی خــوام از تــو بــنــویــسم کاغذام همش سفیــــده
 یــه سوال عاـشقــونــه بــگــه هــر کــسی می دونــــه
 اونــکـه دادم دل و دسـتـش چرا دل به من نمــــی ده ؟

چـــه قــدر دعــا کـنــم مــن خــدا رو صـدا کـنم مــــــن
 دســت مــن بـه آسمــونه نـیـمــه شــب دم ســپـیـــــده
 
گــفـــتم از عشق تومی خوام سر بذارم بــه بـیــابـــون
گـــفـت تـو عاقــل تر از ایــنـی این کـارا از تو بعیــــده

الـــتــمـــاس کردم که یــک شب لااقــل بـیا تـو خوابـــم
گــــفـــت که هذیون رو تموم کن انگاری تبت شدیــــده
گـــفــتـــم آرزو دارم تــو مــال مــن بــشــی یــه روزی
گـــفــت تــو این دنیای بی رحم کی به آرزوش رسیــده

 اونـــی رو که دوســت نــداری دنــبــالـت میاد تا آخــــر
اونـــی کــه دنــبــالــشــی تــو چــرا دائـــم نــاپــدیــــده
تـــو از اون روزی که رفــتی دل من دیوونه تــر شـــد
رنــــگ من که هــیـچی زیــبـا رنگ آســمـون پــریـــده

ســـرنوشــت گــریــه نــداره خودت این رو گفتی امــــا
تـــو دل مــن نــمــی دونــم چــرا بــاز یــه کــم امیــــده
تـــــو من رو گذاشتی رفــتــی اما می خوام بــنــویســم
چـــه قــدر واســم عزیــزه اونــکــه از مــن دل بریـــده

 

1- نمیخواستم دنباله این شعر چیزی بنویسم چون تصمیم داشتم چندی وقتی مطالبم رو بدون نوشته باشم!!ولی چند تا چیز خوب باعث شد بنویسم یکی اینکه تو کامنتام بودش که نوشته شده بود هر که میاد اینجا فکر میکنه وبلاگ یه دختره که به عشقش نرسیده!!(برات دارم) طبق تصویب شورای امنیت دختر بودن بد نیست که؟! بذار یه مدتی دختر باشیم کی به کیه تو این دنیای ما هیچ چیزی غیره ممکن نیست.

2- یه چیز میخوام بگم بخندید نمیخواستم بگمش ولی خندیدن شما هم نعمتیه ؟! چند وقت پیش که کفش گرفته بودم دیدم یکیش راحت میرم پام اما اون یکی بعد از دوهفته هنوز داره اذیت میکنه بعد تو یکی از روزها که داشتم واکسش میزدم دیدم یکیش شماره 40 و اون یکی 41!! نخند من که مقصر نیستم هر که باشه یه لنگه کفش رو امتحان میکنه نه دو تاش رو؟؟

3- من که بیستم  دارم میرم مشهد و تا یه هفته نیستم هر که میخواد براش دعا کنم بالاخره باید یه چیزی رو کنه مفتی مفتی دعا که نمیشه؟؟

 


  

بسه تنهایی دیگه توی قفس

بسه این قفس بدون همنفس

دیگه بسه تشنگی بدون آب

خوردن فریب و نیرنگ سراب

برای هر کی دل من تنگ میشه

تا میفهمه دلش از سنگ میشه

دوستی از روی زمین پاک شده

مردی و مردونگی خاک شده

هر کی فکر خودشه تو این زمون

تو نخ آب یخ و گرمیه نون

باید حرف دلم و گوش کنم

غم دنیارو فراموش کنم

دستم و بلند کنم به آسمون

خودمو رها کنم از این و اون

دلمو جدا کنم از آدما

سینمو پرکنم از یاد خدا

دیگه بسه دیگه بسه انتظار

ابر رحمت بسره دنیا به بار

شب تاره شب تاره شب تار

آسمون خورشید و بردار و بیار

|+| خطي از خاطرات فرشته در و ساعت 3:1 بعد از ظهر |
دل

کــتــاب عشــق مــا دیــگه ،خونــده شــده بسته شــــده

خــونه دیگه جـای غــمه، اون داره از من دور میشـــه

ایـــن خــونــه قــشــنگ ما، داره برامــون گور میشـــه

ای دل مــن ای دیــوونه، بــذار بــرم از ایــن خــونـــــه

اون دســت گرم و مـهـربون، با دست من قــهر دیگـــه

چــشمــای غمگیـنش بــا مــن، قصــه شــادی نمیگـــه

هــــم خــونــه مــن بــا دلــم، خــیــال ســازش نـــــداره

دســـتــای .......... دیــگــه، مــیــل نـــوازش نــــــداره

ای دل مــن ای دیــونــه، بــذار بــرم از ایــن خونـــــــه

وقــتــی بـیـاد اونـروزا، بـوسـه بـه مـوهاش میزنــــــم

ســرش بــکـار خــودشــه ،انــگــار نــه انگار که منــم

شـب تا میخوام حرف بزنم،اون خودشو بـــخواب زده

اون مــثــل روزگار شده، یه روز خوبه یه روز بــــده


اومــدم شب هارو بـاور نکنم غصه نذاشــت

اومــدم غصه رو بـاور نکنم شب نمیذاشــت

حــالا بــاور بــکــنــم یــا کــه بــــاور نــکنـم

دردی درمــون نمیــشـه کاری آسون نمیشــه

کوه غصـه روی قلبــم دیگه ویرون نمیشــه

میتونست چشمای تو شب هارو روشن بکنه

نذارغم تــوی دل ایــنــقده شــیــون بــکـنـــه

توی دل هیچ میدونی غم داره آواز میخونــه

اینو من میدونم واین شب تاریــک میدونــه

دا تو خنـده تــو چشــمــای تو دســتــای تـــو

میــتـونستن نذارن شب هارو باور بـکــنــم

حـالا بــاور بکــنــم یــا کــه بــاور نــکــنــم

دردی درمـون نمیشه کاری آسون نمیشــه

 

 

 
|+| خطي از خاطرات فرشته در و ساعت 4:33 بعد از ظهر |
مشهد

         بالم شکسته چاره ندارم، دعا کنید

 

    پژمرده شاخه های قرارم، دعا کنید

 

       احساس آشنایی من مانده در قفس

 

      وا مانده ام به پشت حصارم، دعا کنید

 

       از من گرفته اند حسودان مسیر عشق

 

   دیگر کجا قدم بگذارم، دعا کنید

 

     من خسته ام و از سفری دور می رسم

 

 تا بشکفد دوباره قرارم، دعا کنید

 

   یاران صفا و تازگی باغتان کجاست

 

   پژمرده شاخه های بهارم، دعاکنید

 

الان دارم کلی به مخم فشار میارم که چه بنویسم!!از بس آیکیوی بالایی دارم خدا این آیکیو رو از من نگیره.اول بگم که قراره دوباره 21 همین ماه برم مشهد و این سفر آخرین سفردانشجویم هست البته تحت عنوان دانشجو خوب دل همتون آب. خلاصه ما که داریم میریم مشهد اگه میخوایید حلالتون کنم شماره حساب میدم پول واریز کنید!!نمیدونم تا حالا تو خونتون چطور بودید و یا هستید ما که یه طایفه هستیم برای خودمون. مثلا خود من تا چند روز پیش از بس تو خونه کسی نبود سر به سرش بذارم یا دعوا یا سر و صدای درست کنم مونده بودم چیکار کنم تا اینکه یه داداشم از مشهد درسش تموم شد اومد اون یکیم از اصفهان اومد دو تا هم از شیراز و خودمونم اینجا 4 نفر بودیم دیگه بیااااااااااا درستش کن. الان دارم کلی حال میکنم خوشم از سرو صدا کردن میاد الکی به یکی گیر بدی اونم به تو گیر بده یکی دیگه بیاد این وسط طرفداری اونو بکنه یکی هم طرفداری خودت رو آی حال میده.خلاصه میبینی یکی میخواد 10 شب بخوابه تازه یکی 10 از خواب بیدار شده یکی هم میخواد اخبار گوش بده اون یکی میگه میخوام سریال ببینم یکی دیگه هم میگه میخوام پلی استیشن بازی کنه چشتون روز بد نبینه این طایفه ما الان تو جنگ تشریف دارن تا چند روز پیش وقتمو با نت پر میکردم الان بیشتر با طایفه؟!این طایفه ما تا الان یه نفر رو از بیرون تو جمع خودش راه داده .بله دیگه یعنی یه داماد بهمون اضاف شده بیچاره کچلش کردم!!خلاصه احتمال داره یکی دیگه هم اضاف بشه و این آجی کوچکیه ما هم میخواد بال دربیاره هر چند که راضی نبودم و نیستم که قبل از خودم بال دربیاره اینو داشته باشید قبل از خودم !! ولی خوب قرار هست بعد از مشهد اومدنم یه نفر تشریف فرما بشه ببینم این فرد مورد نظر چند مرده حلاجه . من رو این آجیم خیلی حساسم به قولی تنها آجیم هست تو خونه و اگه پر دربیاره کی به حرفام گوش بده خدا میدونه؟؟خدا کنه جور نشه.این تابستون آخرین تابستون راحتی من خواهد بود چون دیگه کارم شروع میشه تازه بعد از مشهد اومدنی میخوام حدود ده روز برم اهواز ده روزم شیراز و احتمالا دو روز بوشهر و دو روزم یاسوج خلاصه این تابستونو فقط گذاشتم برای مسافرت.البته اگه کارم جور شد باید قید اکثر مسافرتامو بزنم. بسه دیگه زیاد نوشتم.

 

 

 

|+| خطي از خاطرات فرشته در و ساعت 12:37 بعد از ظهر |
جایزه

................................................................................ 

خوب  بریم سراغ جایزه مسابقه. بله خوب مسابقه بود دیگه و تو این مسابقه فقط یه نفر کامل جواب رو داده بود و دو نفر هم نصفه. آجی گندم جواب رو کامل داده بود و جواب حامد هاکان بود با نعیم مهیاری. البته مریم خانم و ماه بانو نیمه جواب داده بودن.خوب آجی گندم از بین فیلمای که میذارم 5 عدد انتخاب کنه تا براش پست کنم البته پست عادی اگه سفارشی میخواد باید پولشو خودش بده.  ماه بانو هم اگه قبول کنه یه کارت شارژ ایرانسل هدیه میدم که از خداشم باشه. اما مریم خانم که همشهری خودمم هست کارم خیلی راحته آدرس بده میام در خونشون!!!!چیه چته کجا در میری بابا شوخی کردم آدرس بده برات پستش میکنم البته گفته باشم مال تو 3 عدد فیلم هست بعدا نگی دوتای دیگش کو. حالا اسم فیلمها:

1-  bee  این فیلم حالت کارتونی هستش اما خیلی جالبه یه زنبور هست که عاشق یه انسان میشه.

2- black watrاین فیلم هم در مورد یه پدر و مادر و دختر که...اولشو ببینی عمرا پا بشی و نگاش نکنی

3-bourne ultimatum  حالت کارگاهی داره

4-city hunter یکی از فیلمهای جکی جان هستش

5-christopher duddy  این به همه تعلق نمیگیره زیر 20 ممنوع هستش!!؟؟

6- boogeyman 2  ترسناک

7-heartbreak kid  عشقولانه و تا حدی خارج از عرف معمول  

8- hit man  نمیدونم بهش بگم تخیلی پلیسی یا...

9- mr voodkock یه مربی بسکتبال که به بچه ها سخت میگیره از طرفیم میخواد با مادر یه ادم بزرگ ازدواج کنه

10-  mujhse dosti karoge این هندی هست و تا دلت بخواد از دارو درخت میرن بالا

11- samson  هر که این فیلم عاشقونه رو ندیده ......دوبله قدیمی هست ولی سانسور نشده

12- یه دونه فیلم که در اصل 3 تا فیلم تو یه دی وی دی البته حجمش 9 گیگ هست نه 4 تا

|+| خطي از خاطرات فرشته در و ساعت 3:38 قبل از ظهر |
هدییه روز مادر

 

در آغاز حتی نيستی هم وجود نداشت

زيرا بايد هستی وجود  می داشت که نيستی در مقابل آن معنا می يافت و تعريف می شد

و تنها خود خداوند بود جدای از همه هست و نيستها

 و روزی خداوند اراده کرد تا روحش را در عالم وجود نمايان سازد و اينطور بود که هستی با همه زيبائيهايش شکل گرفت

و طبيعت و هستی از وجود او سرچشمه گرفت و خداوند عکس خود را برای انديشه و توجه در زمين به يادگار گذاشت

  

 

 

خوب قرار بود من به بهونه روز مادر یه هدیه بدم به همین دلیل دو تا موزیک با حجم بسیار پایین میذارم که همه بتونن به راحتی دانلودش کنن یکی اولی که حدودا 30 ثانیه و نزدیک به 104 کیلو بایت و دومی هم 1:12 و حدود 270 کیلو بایت. هر که  بگه این دو تا اهنگ از کیه بهش هدییه خوب میدم. حالا حتما میگید هدیه چیه؟؟

هدیه 5 عدد فیلم دی وی دی با زبان اصلی و البته فیلمها توپ توپ هست. اگه کسی برنده شد که فکر نکنم کسی برنده بشه اسم فیلمارو میذارم هر 5 تای که انتخاب کنه تقدیمش میکنم . هدف مطلب اینبارمم همین بود

درباره دانلود کردن باید بگم من از دو جا موزیکارو آپلود کردم. سعی کنید از پرسین گیگ که گذاشتم دانلود کنید چون فقط کافیه راست کلیک کنید و گزینه چهارم از بالا یعنی سیو...رو بزنید تا دانلود بشه اگه از پرسین گیگ مشکل داشت و دانلود نشد روی لینکای بعدی کلیک کنید تا وارد صفحه جدید بشید و گزینه دانلود رو کلیک کنید

 

 

۱ http://tofane-meh.persiangig.com/audio/www.tavaloodi-2bare.blogfa.com.mp3

 

http://tofane-meh.persiangig.com/audio/www.tavaloodi-2bare.blogfacom.mp3 ۲      

 

...................................................................................................................................

 

 

 http://uploaded.to/?id=xpodn7

 

 

http://uploaded.to/?id=cdafg5

 

 

|+| خطي از خاطرات فرشته در و ساعت 3:32 قبل از ظهر |
روز مادر مبارک.

دنيا كه شروع شد زنجير نداشت خدا دنياي بي زنجير آفريد .
آدم بود كه زنجير را ساخت و شيطان كمكش كرد .
دل زنجير شد عشق زنجير شد و دنيا پر از رنجير شد
و آدمها همه ديوانه زنجيري .

.

خوب بعد از مدتها سلام یه سلام گرم تابستونی خدمت تمام دوستای گلم.امتحاناتتون چطور بود خدارو شکر همه رو که افتادید نه؟!من که تا این لحظه از 18 واحدش مطمئن هستم و فقط نمره یک درسم نیومده که احیانا اگه  نیاز داشت حتما به پاچه خواری استاد می رویم؟!خوب ما دانشگاه رو بوسیدیم گذاشتیم کنار و فرصت رو به شما جوانترها دادیم ببینم چیکار میکنید یعنی اینکه ما فارغ التحصیل شدیم مبارکهههه. این چند وقت که تو وبلاگم نمیومدم خیلی خبرا و اتفاقا برام پیش اومده که مهمترینش این بود که چیزی نمونده بود دایی بشم که خدا نذاشت و هنوزم که هنوز تو فکرش هستم منو بگو 5 تا اسم براش انتخاب کرده بودم و باید حتما یکی از این اسمهارو براش میذاشتن. مریم ، آیناز ، الناز ، یلدا ، آیدا . خلاصه قسمت نشد . اما یکی دیگه از اتفاقای خوب استخدامم تو دانشگاه بود که موافقت شده و فقط مونده مدرکم صادر بشه. اما عنوان استخدامیم تو دانشگاه یا به عنوان کارشناس رشته تربیت بدنی یا هم به عنوان مسئول سالن و امکانات ورزشی دانشگاه. برای من که فرقی نداره مهم کار تو دانشگاه بود که بالاخره درست شد و به همین خاطر قید فوق لیسانس رو زدم البته چون شبانه قبول میشودم!! از این ماجراها که بگذریم بریم سراغ روز مادر. اول به مادر عزیز خودم این روز رو تبریک میگم بعد به همه شما دوستان عزیز. ببینم کادو چی میخواید بدید ببینم چقدر دست و دلبازید. من بخاطر این روز یه قسمت شاد از یه دوربین مخفی براتون میذارم البته بیشتر برای موبایل. در ضمن قول میدم تو مطلب بعدی یه سوال بپرسم هر که جواب داد یه هدیه بهش بدم تو همون مطلب هم میگم جایزه چی میدم. کلکم بی کلک.

                                                                      

به یاد تمام اتفاقاتی که ما را به هم رسانیدند

به یاد هر نفس انس گرفتن..امیدوارشدن..یکی تر شدن

به یاد لحظه های لبریز از تو و من

به یاد دستهای سرد و گرم به هم گره خورده

به یاد خاطره

به یاد نامه های یک خطی تا چند صفحه ای

به یاد حسها و دردهای مشترک و هم زمان

به یاد رویاها

به یاد چشمهای خیس..گونه های خیس

به یاد قلبم که تو را زمزمه می کند

به یاد نگاهم که تاب نگاهت را ندارد

به یاد نقاشی چشمانت

به یاد دلی که با دیدن آن چشمها خالی می شود

و به یاد اولین دوستت دارم

و به یاد خدایی که وجودم سرشار از اوست

او که همیشه با ماست

زنده ام و نفس می کشم

آخرین گل بهار خورشید زندگی

هدیه یخدا به من

تا ابد دوستت دارم

 

اینم کلیپی که گفتم کوتاه هستش ولی امیدوارم خوشتون بیاد

http://abrebibaran.persiangig.com/video/2avaloodi-2bare.3gp

 

|+| خطي از خاطرات فرشته در و ساعت 11:20 بعد از ظهر |