تبليغاتX
یاد چشمات
یاد چشمات
ابر بی باران 3
دارم میرم!!!
نمیدونم چی بگم و یا از کجا بگم نمیدونم از خودم بنویسم یا از خانواده نمیدونم چطور حرفم رو بزنم و اصلا چطور رو کاغذ پیادش کنم.تو یه کلام مینویسم  مثل این کاغذ سفیدی که الان دارم روش مطلب مینویسم قلبمم مثل همون سفید سفید هست و اصلا کسی توش نیست الا خودم!!!پس شعرای که مینویسم خطاب به خودم هست نه کس دیگه ای چون همیشه شعرای که تو این سبک هستن دوست داشتم و دارم.من شعرای مریم حیدزاده رو دوست دارم و همیشه پی گیر شعراش هستم تازه اسمشم خیلی قشنگه!!آخه نمیدونم چرا من این اسم رو خیلی دوست دارم .

من میگم بهم نگاه کن 
تو میگی که جون فدا کن
 من میگم چشمات قشنگه
تو میگی دنیا دو رنگه
من میگم دلم اسیره
 تو میگی که خیلی دیره
من میگم چشمات وا کن
تو میگی من و رها کن
من میگم قلبم رو نشکن
تو میگی من می شکنم من ؟
من میگم دلم رو بردی
تو میگی به من سپردی ؟
 من میگم دلم شکسته است
تو میگی خوب میشه خسته است
من میگم بمون همیشه
تو میگی ببین نمی شه
من میگم تنهام می ذاری
تو میگی طاقت نداری
من میگم تنهایی سخته
تو میگی این دست بخته
من میگم خدا به همرات
 تو میگی چه تلخه حرفات
من میگم
  که تا قیامت
برو زیبا به سلامت

خوب این شعرم بیاد کسی میذارم که زمانی از خودم و تمام کسانی که میشناختم بیشتر دوسش داشتم و اون زمان شعرای زیادی گفتم که این رو از بینشون گلچین کردم و اینجا میذارم.فکر کنم خداوند هیچ نعمتی رو بالاتر از دوست داشتن به انسان نداه باشه.

 

اجازه من شما را دوست دارم

گناه آدم ها را دوست دارم

به جرات می توانم کفر گویم

که بعد از تو خدا را دوست دارم

به یمن قامت بالا بلندت

دماوند و دنا را دوست دارم

میان رد کفش دخترانه

فقط یک جای پا را دوست دارم

ولی وقتی میای  از خجالت

عجیب است انزوا را دوست دارم

حسودی میکند شهر قبا پوش

که من یک لاقبا را دوست دارم

اگر .....(سارا) امام جمعه باشی

تمام خطبه ها را دوست دارم

 

**منم مثل همه شما امتحاناتم شروع شده پس چند هفته ای نیستم.**

 

 

 

|+| خطي از خاطرات فرشته در و ساعت 9:29 بعد از ظهر |