تبليغاتX
یاد چشمات
یاد چشمات
ابر بی باران 3
دیگه جای نداری؟؟
 

 

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی
آره باز منم همون دیوونه ی همیشگی
فدای مهربونیات چه میکنی با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت
حال من رو اگه بخوای رنگ گلای قالیه
 جای نگاهت بد جوری تو صحن چشمام خالیه
ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه
از غصه هام هر چی بگم جون خودت بازم کمه
دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون
فریاد زدم یا تو بیا یا من و پیشت برسون
فدای تو! نمی دونی بی تو چه دردی کشیدم
حقیقت رو واست بگم به آخر خط رسیدم
رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی
نمی دونی چه قدر دلم تنگه برای دیدنت
برای مهربونیات نوازشات بوسیدنت
به خاطرت مونده یکی همیشه چشم به راهته
 یه قلب تنها و کبود هلاک یه نگاهته

من می دونم همین روزا عشق من از یادت میره
بعدش خبر میدن بیا که داره دوستت میمیره

راستی دیروز بارون اومد من و خیالت تر شدیم
رفتیم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شدیم
از وقتی رفتی آسمونمون پر کبوتره
زخم دلم خوب نشده از وقتی رفتی بد تره
غصه نخور تا تو بیای حال منم این جوریه
سرفه های مکررم مال هوای دوریه
گلدون شمعدونی مونم عجیب واست دلواپسه
 مثه یه بچه که بار اوله میره مدرسه

تو از خودت برام بگو بدون من خوش میگذره ؟
دلت می خواد می اومدم یا تنها رفتی بهتره
از وقتی رفتی تو چشام فقط شده کاسه خون
همش یه چشمم به دره چشم دیگم به آسمون
یادت می آد گریه هامو ریختم کنار پنجره
داد کشیدم تو رو خدا نامه بده یادت نره
یادت میآد خندیدی و گفتی حالا بذار برم
تو رفتی و من تا حالا کنار در منتظرم
امروز دیدم دیگه داری من رو فراموش می کنی
فانوس آرزوهامونو داری خاموش میکنی
گفتم واست نامه بدم نگی عجب چه بی وفاست
با این که من خوب می دونم جواب نامه با خداست

عکسای نازنین تو با چند تا گل کنارمه
یه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه
وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر
مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هیچ وقت نگیر

حرف منو به دل نگیر همش مال غریبیه
تو رفتی و من غریب شدم چه دنیای عجیبیه
زودتر بیا بدون تو اینجا واسم جهنمه
دیوار خونمون پر از سایه ی غصه و غمه
تحملی که تو دادی دیگه داره تموم میشه
مگه نگفتی همه جا ماله منی تا همیشه
دلم واست شور می زنه این دل و بی خبر نذار
تو رو خدا با خوبیات رو هیچ دلی اثر نذار

فکر نکنی از راه دور دارم سفارش میکنم
به جون تو فقط دارم یه قدری خواهش میکنم
اگه بخوام برات بگم شاید بشه صد تا کتاب
که هر صفحه ش قصه چند تا درده و چند تا عذاب
می گم شبا ستاره ها تا می تونن دعات کنن
نورشونو بدرقه پکی خنده هات کنن
یه شب تو پاییز که غمت سر به سر دل می ذاره
(...) همون کسی که بیشتر از همه دوست داره

 

|+| خطي از خاطرات فرشته در و ساعت 9:30 بعد از ظهر |
من آنی نیستم که آن موقعه بودم!!

نه دوست دارم از غم بنویسم

نه دوست دارم غم بیاد سراغم

نه دوست دارم باعث ناراحتی کسی بشم

نه دوست دارم کسی ناراحتم کنه!!

خوب  این چند روزی که گذشت اتفاقای خوب و بد برام داشت. یادمه بعد از اینکه گوشیم رو دادم دست دوستم امانت  و از دستش تو خیابان کش رفتند تصمیمم بر این شد که دیگه نرم سراغ گوشیهای خوب ولی خوب باز شیطان گذاشت زیر پاهام  و رفتم یکی خریدم پنج شنبه شب هم که رایگان بود تا خود صبح یک سره با گوشی حرف زدم فرداش که گوشیو روشن کردم بعد از یک ساعت دیدم داره وز وز میکنه بعدم کلا دیگه ازش صدا بیرون نیومد. شانس ماست دیگه؟!

از نکات خیلی عجیبی که فکر نمیکردم روزی تو زندگیم دست به گریبانش  بشم سرم اومد وانم اینکه با یه نفر دعوا کردم!! درست یادم نیست اخرین بار کی بود که دعوا کردم ولی مطمئنم بیشتر از 8 سال ازش میگذره اینبارم قصد دعوا نداشتم به هیچ عنوان ولی خوب بعضی موقعه هر چی هم کوتاه بیای بعضی ها هستند که از رو نمیرن  بالاخره بر خلاف میل باطنیم هم خوردیم هم زدیم!!

از نکات قبل عرض دیگه خدارو شکر مسئله استخدامیم تو دانشگاه داره خوب جلو میره و انتظار جواب مثبت دارم ولی اگه جواب مثبت دادن ما هم باید یه جورای برای بعضی مسائل باید دست بکار بشیم چون فکر کنم این مورد رو ازم بخوان!!!

و اخر اینکه اینروزا همش کلاس جبرانی برامون میذارن  اصلا حال حوصله نت رو ندارم هر چند دوست دارم همیشه اون باشم و خیلی موقعه هم تو سایتی هستم که الان دیگه برام جا افتاده و دوسش دارم ولی خوب همیشه خستگی سراغم هست تازه میرم باشگاه بدنسازی !!با توام چرا میخندی!!!!!

 

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
فدای مقدمش سازم سر و دست و تن و پا را
من آنچه خویشتن دارم فدای مقدمش سازم
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را


 

|+| خطي از خاطرات فرشته در و ساعت 11:0 بعد از ظهر |
........

خـــــــــیال کردی دیگه بازیچه ام مـــن

             مـــــــثل عروسکی رو طاقچه ام مــــن           

اگـــــــــه بری من و تنهام بـــــــــزاری

شــب و روز پرسه گر کوچه ام مــــــن

خـــــیال کردی دیگه دیوونه میشــــــم

مـــــــــثل طفلی پر از بهونه میشــــــم

مـــــــــثل مجنون توی دشت و بیابون

دیـــــــگه آواره و بی خونه میشــــــم

مـــــــــگه دخـتر شــــاه پریونـــــــــی

یــــــــا تو عروس از ما بهترونــــــی

کــــــــه تو بارون اشک و التماســـام

تـــــــــــو قصه عشقــم نمیمونــــــــی

خــــــیال کردی به عشق تو اسیــــرم

یـــــــکی از اینروز برات میمیــــــرم

مـــــــحال برای تو که بی وفـــــــــای

بـــــــخوام زانوی غم بغل بگیـــــــرم

خــــــیال کردی دیگه بازی تمومـــــه

بــــــــی تو آفتاب عمرم لب بومــــــه

ولــــی به اون خدا  که میپرستـــــــی

**برای تو عشقو عاشقی حرومه**

 

|+| خطي از خاطرات فرشته در و ساعت 10:10 قبل از ظهر |