تبليغاتX
یاد چشمات
یاد چشمات
ابر بی باران 3
حال و آینده!!

حصار خاطره ام را جرقه روشن کرد

صدای پایی از آن دورهای دور آمد

سکوت شب بشکست

دل گرفته من

از جرقه روشن شد

درون سینه  دلم

در میان شعله نشست

مرا به وسوسه آفتاب دعوت کرد

کسی که پنجره را

رو به آفتاب گشود....

تا حالا تو تنهایی مخصوصا سکوت شب به دوست داشتن فکر کردید؟!من خیلی فکر کردم اما نمیگم چه فکری؟!میخواستم بگم شما هم برید فکر کنید بد نیست.

دوست معمولی هرگز نمی تواندگریه تو را ببیند.

دوست واقعی شانه هایش از گریه تو تر خواهد شد.

دوست معمولی یک جعبه شکلات برای مهمانی تو می اورد.

دوست واقعی زودتر به کمک تو می اید و ا دیروقت برای تمیز کردن می ماند.

 دوست معمولی از دیر تماس گرفتن تو دلگیر و ناراحت می شود.

دوست واقعی می پرسد چرا نتونستی زودتر تماس بگیری؟

 دوست معمولی دوست دارد به مشکلات تو گوش دهد.

دوست واقعی سعی در حل انها دارد.

 دوست معمولی مانند یک میهمان عمل می کند و منتظر می ماند تا از او پذیرایی شود.

دوست واقعی به سوی یخچال رفته و از خود پذیرایی می کند.

 دوست معمولی می پندارد که دوستی شما بعد از یک مرافعه تمام می شود.

دوست واقعی می داند که بعد از یک مرافعه دوستی شما مستحکمتر می شود.

|+| خطي از خاطرات فرشته در و ساعت 1:12 قبل از ظهر |
سرنوشت

مواظب افکارت باش که......... گفتارت می شود

 

       مواظب گفتارت باش که ........ رفتارت می شود

 

              مواظب رفتارت باش ........ که عادتت می شود

 

                     مواظب عادتت باش که....... سرنوشتت می شود

|+| خطي از خاطرات فرشته در و ساعت 2:38 بعد از ظهر |
متفاوت


دلم میخواست بازم طاقت بیارم
بازم هرچی که شد به روت نیارم
ولی حالا که حرف رفتن افتاد
برو که دیگه کاری باهات ندارم
                      
|+| خطي از خاطرات فرشته در و ساعت 11:37 بعد از ظهر |
همه چیز کات؟!

در تمام لحظه هایم هیچ کس وسعت صدایم را حس نکرد
آن که سامان غزلهایم از اوست

بی سرو سامانیم را حس نکرد
هیچ کس حس نکرد درد دل من چیست
عاشقانه زیستن,عاشقانه دل کندنم حس نکرد              
ما دوست داریم دوستان باوفا را
 هیچ کس معنی حرفهایم را حس نکرد

امروز دیدم دیگه داری منو فراموش میکنی

فانوس آرزوهامون و داری خاموش میکنی

گفتم واست نامه بدم نگی عجب بی وفاست

با اینکه من خوب میدونم جواب نامه باخداست

عکسای نازنین تو با چند تا گل کنارمه

یه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه

تنها دلیل زندگی با یه غمی دوست دارم

داغ دلم تازه میشه وقتی اسمتو میارم

حرف منو به دل نگیر همش مال غریبیه

تو رفتی من غریب شدم چه دنیای عجیبیه

 
باید فراموشت کنم ، چندیست تمرین می کنم
من می توانم می شود ، آرام تلقین می کنم
با عکس های دیگری تا صبح ، صحبت می کنم
با آن اتاق خویش را ، بیهوده تزئین می کنم
سخت است اما می شود ، در نقش یک عاقل روَم
نه شب دعایت می کنم ، نه صبح نفرین می کنم
حالم نه اصلا خوب نیست ، تا بعد بهتر می شوم
فکری برای این دل ِ تنهای غمگین می کنم
من می پذیرم رفته ای و برنمی گردی همین
خود را برای درک این ، صدبار تحسین می کنم
از جنب و جوش افتاده ام ، دیگر نمی گویم به خود
وقتی عروسی می کند ، آن می کنم ، این می کنم!
هرچه دعا کردم نشد ، شاید کسی آمین نگفت
حالا تقاضای دلی سرشار از آمین می کنم
نه اسب ، نه باران ، نه مرد. . . ، تنهایم و این دائمی ست
اسب حقیقت را خودم با این نشان زین می کنم
یا می برم یا باز هم ، نقش شکستی تلخ را
در خاطرات سرخ خود ، با رنج آذین می کنم
حالا نه تو مال منی ، نه خواستی سهمت شوم
این مشکل من بود و هست ، در عشق گلچین می کنم
کم کم ز یادت می روم ، این روزگار و رسم اوست
این جمله را با تلخی اش ، صدبار تضمین می کنم

اگر سه چیز نبود هیچ نیرویی سر آدمی را خم نمی کرد : فقر ،بیماری و مرگ
امام حسین ع

|+| خطي از خاطرات فرشته در و ساعت 7:19 بعد از ظهر |
نمیدانم؟!

مرا صدا بزن ای لحظه ی نورانی

مرا از میان چشمان کودکی صدا بزن

که آغوش مادر، امن ترین جای دنیاست

درست نشانه رفته اید!!!

کسی مرا منتظر نیست

من

تسلیمم...

لابد

قرار این است که گل در گلدان باشدوباغ خالی از او

شاید فهمیدن راز

شیار برگ،لطافت آسمان،شکوه خورشید،ترک های

عمیق لبان کویر حق تو نیست

...

حتماً قرار نیست بی قراری ها پاسخی گیرند

شاید

باید در عطش دانائی سوخت

کسی چه می داند؟!!!

|+| خطي از خاطرات فرشته در و ساعت 2:50 بعد از ظهر |
سال نو مبارک

سلامی به خوشمزه گی توت فزنگی های که روز جمعه از دست مبارک یه نفر خوردم.دیوانه اومده اندازه یه کف دست توت فرنگی آورده حالا خوبه روز قبلش گفته بودم یه گونی بیاره!!

 

قسم به عشقمون قسم

همش برات دلواپسم

قرار نبود اینجوری شه

یهو بشی همه کسم

راستی چی شد چه جوری شد

اینجوری عاشقت شدم

شاید میگم تقصیر توست

تا کم شه از جرم خودم

به ملاقات آمدم

ببین که دلسپرده داری

چگونه عمری از احساس عشق شدی فراری

نگاهم کن دلم را

 عاشقانه هدیه کردم

تو دریا باش و من جویبار عشق و در تو جاری

من از پروانه بودن ها

من از دیوانه بودن ها

من از بازی یک شعله سوزنده

که آتش زده بر دامن پروانه نمی ترسم

من از هیچ بودن ها

از عشق نداشتن ها

از بی کسی و خلوتی انسان ها میترسم

 

سال نورو به همتون تبریک میگم و لرای همتون دعا میکنم که همیشه دلی شاد و لبی خندان داشته باشید و از آرامش فکر کامل برخوردار باشید.پارسال دم دمای عید گفتم برم سبزه گره بزنم شاید برم مخ یه نفرو بزنم نگو اونم رفته سبزه گره زده و هنوز گره آخرو نزده یکی دیگه دستشو گرفته برداشته برده!!منم امسال تصمیم دارم به جای سبزه هرچی درخت و سبزه و گل و گیاه دورو ور خودم ببینم همشونو گره بزنم جوری که با دندونم باز نشه!!سال نو مبارک.

جای عکس چند تا اس ام اس نورزوی میذارم :

 

نزديک عيده، توي خونه تکونيه دلت، مارو بيرون نکني

 

يک شاخه رز سفيد تقديم تو باد
رقصيدن شاخ بيد تقديم تو باد
تنها دل ساده ايست دارايي ما
آن هم شب عيد تقديم تو باد

 

مثل ماهي زنده
مثل سبزه زيبا
مثل سمنو شيرين
مثل سنبل خوشبو
مثل سيب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشيد
سال نو مبارک

 

با ارزوي 12 ماه شادي 52 هفته خنده 365 روز سلامتي 8760ساعت عشق 525600دقيقه برکت 315300ثانيه دوستي سال نو پيشاپيش مبارک

 

چهارشنبه سوري نزديکه.يه وقت نري از رو آتيش بپري.آخه تجربه ثابت کرده اگه جيگر بره رو آتيش کباب ميشه.

 

 

|+| خطي از خاطرات فرشته در و ساعت 2:31 بعد از ظهر |
غزل

 نمیدونم چی بنویسم ولی خوب آدم میتونه حرفای دلشو تو شعر خلاصه کنه بعد از مدتها دوباره یه غزل خود بخودی اومد که تقدیمش میکنم به تو!!

تو برق کهکشان راه شیری

تو عطارد، تو ناهیدی، تو تیری

تو بالایی ، تو بالایی ستاره

خودت را دست کم باید نگیری

برای اینکه در چشمت نمیرم

شبیه بچه آهو سر به زیری

غزل جان واژه هایت سرد سرد است

بخوان از روشنگ تا گر بگیری

چه داری من بنوشم نازنینم

دو چشم نرگس ماء الشعیری

 

برای اولین بار بعد از چندین سال وبلاگ نویسی یکی از پیوندامو از روی عمد پاک کردم؟!شاید آدم خوبی باشه ولی خوب دوست ندارم از این به بعد خبری ازش داشته باشم؟؟

اگه نظراتم رو تایدیه گذاشتم دلیل داره تخم مرغ بیاری برش میدارم!!

سخن آخر :  عشق کلید شهر قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرزه نباشد که با هر کلیدی باز شود.

|+| خطي از خاطرات فرشته در و ساعت 3:20 بعد از ظهر |
سلام به به ای !!

حيف لحظه هاي خوبي که براي تو گذاشتم

حيف غصه اي که خوردم چون ازت خبر نداشتم

حيف اون روزها که کلي ناز چشماتو کشيدم

حيف حرفاي قشنگي که براي تو نوشتم

حيف رؤيام که واسه تو از قشنگياش گذشتم

حيف شبها که نشستم با خيالت زير مهتاب

حيف وقتي که تلف شد واسه ديدن تو، توی خواب

حيف باوفايي من، حيف عشق و اعتمادم

حيف اون دسته گلي که توي پاييز به تو دادم!؟

حيف فرصتهاي نقرم، حيف عمرم و دقيقم

حيف هرچي به تو گفتم ، راس راسي حيف سليقه ام

حيف اشکايي که ريختم واسه تو دم سپيده

حيف احساس طلائيم، حيف اين عشق و عقيده

حيف شاديم توي روزي که ميگن تولدت بود

حيف قلبم که يه روزي دادمش دستت امانت

حيف اعتماد اون روز . حيف واژه خيانت

حيف اون همه دعاهام واسه تو، توی شب يلدا

حيف اون چيزي که گم شد ديگه هم نميشه پيدا

حيف هرچي که سپردم حيف هرچي که نبودي


|+| خطي از خاطرات فرشته در و ساعت 5:44 بعد از ظهر |
یه اهنگ تو برای دانلود گذاشتم!!

1- دل و دماغ هیچ کاری رو ندارم

2- دلم یه جور خاصی شده نه چیزی میخواد نه دنبال چیزیه

3- دوست دارم شب و روز زیر پتو باشم و بگیرم بخوابم

4- زود رنج بودم ولی این روزا زود رنجیم به اوج خودش رسیده

5- موقعه دلتنگی و بی حوصلگی موزیک گوش میدادم ولی الان اونم بی فایده شده

6- زندگیمو به 3 قسمت تقصیم کردم دوم ابتدایی تا دوم دبیرستان.دوم دبیرستان تا سفر به قم. ورود به قم تا حالا که این بخش سوم خیلی فکر و زندگیمو به خودش مشغول کرده

7- قبلنا خیلی پول دوست بودم ولی الان به هیچم راضیم تنها آرزوم رسیدن به یه آرامش فکریه

8- به ادامه تحصیل خیلی فکر میکنم

9- چرا این دوست داشتن منو ول نمیکنه

10- به خودم بد وبیراه میگم که چرا این و اون رو دوست دارم در صورتیکه بیشترشون ارزش فکر کردنم ندارن چون تازه به این نتیجه رسیدم خیلیا دم از معرفت میزنن ولی فقط حرف میزنن

اینا مسائلیه که اینروزا خیلی بهشون فکر میکنم خواب و خوراکو ازم گرفته ولی خوب تا جای که میتونم سعی میکنم به رو خودم نیارم ولی بعضی موقعه ناخوداگاه رو میشن!؟

اینم برای کسایی که از عشق بدشون میاد

 

یه آهنگ توپ حدود 30 ثانیه ای میذارم واقعا هر که دانلود نکنه و گوش نده تمام عمرش برفناست اینقده باحاله که هر چی بگم بازم کم گفتم حجمش خیلی خیلی کمه تو 3 سوت دانلود میشه منتظر تعریف کردنتون از آهنگ هستم .گوش دادید زیاد ازم تشکر کنید.


اینم از آهنگ:

دانلود آهنگ

|+| خطي از خاطرات فرشته در و ساعت 2:9 بعد از ظهر |
ترس

پنج شنبه 9/11/87 ساعت 20 روح ا... الو بفرمایید به به سلاممممم چطور احوال شما خوبی خوشی سرحالی !!یک متر اونطرفتر آبجی داشت چهار چشمی منو نگاه میکرد و به حرفام گوش میداد حدودا نیم ساعتی حرف زدیم وسط این حرف زدنم از این آبجیمون حرف به میون اومد خوب متوجه شده بود که کیه تازه شانس آوردم که بلند نشد وسط مکالمه اذیتم کنه چون وقتی میفهمه من از سر علاقه با کسی حرف میزنم تا میتونه پارازیت میندازه و اذیتم میکنه.خلاصه بعد از اتمام مکالمه دیدم یه جورای میخواد ازم باج بگیره پیش خودم گفت دزد که به دزد بزنه شاه دزده!!خوب تو همین حرفا بود که یه راه فراری به مغزم رسید رفتم درو بستم و کنار در نشستم!!آبجیمو صدا کردم گفتم فکر میکنی من کی هستم با حالت ترس بهش گفتم خندش گرفت باز جدی حرفمو تکرار کردم اون شبم فقط دوتایی تو خونه بودیم یه خورده جا خورد گفتم خانم خانما من روح ا... نیستم؟!من جنم که خودمو مثل اون کردم!!خیلی جدی جدی و با یه نگاه خاصی بهش گفتم دیدم سرجاس میخ کوب شده یه قدم به جلو برداشتم گفتم خانم صادقی دنیای ما اجنها دنیای عجیبیه همه کار میتونیم بکنیم بعدش رفتم طرف چاقوی که تو ظرف میوه خوری بود برش داشتم  همچی باهاش ور رفتم وهمینجور که داشتم به کف دستم میکشیدمش گفتم بالاخره من الان ماموریت سختی دارم و یه چند قدم رفتم طرفش که دیدم یا علییییییی جیغی کشید بیا و ببین!!بعدشم همچین از اتاق دوید بیرون که انگار واقعا جن دیده اصلا دیگه خونه واینساد.بعدشم که اومد خونه باز داشتم همونجور نگاش میکردم که تا تونست فحشم داد حالا هم تا سر سفره میشینیم اگه چیزی بخوام بهم نده میگم اجنهارو صدا میکنماااااااا!!خلاصه اون شب خاطره خیلی خوبی برای من شد جوریم به نفعم شد که این آبجیم از آب گلالود دیگه ماهی نخواهد کرفت.

کدامیک بدجنس تریم

من؟
 
که آرزوي کشيدن موهايت يکدم رهايم نمي کند؟

يا تو؟
 
که هميشه هوس کندن گوش هايم آزارت مي دهد؟
بدجنس!!

 
کداميک بچه تريم؟

 من؟
که کودکانه بهانه چشمهايت را مي گيرم؟

 يا تو؟    
 
که بچه گانه شعرم را خط خطي مي کني؟


کداميک عاشق تريم؟

من؟  
 
که ذره ذره وجودم چون شمع در حسرت نگاهت آب مي شود؟

يا تو؟
 
که شعله نگاهت هردم شعله ور نگشته خاکسترم مي کند؟ 


کداميک بازيگوش تريم؟

 من؟
که دلم  بازيچه بازي موهايت در نسيم  هر لحظه به

شوق بوييدن زلفت مي تپد؟

 يا تو؟
که با هر کرشمه ات بيچاره دلم را به بازي گرفته اي؟

 

|+| خطي از خاطرات فرشته در و ساعت 2:2 بعد از ظهر |